تبليغاتX
پارسی خوان
نوشتجات و عکس های سهام الدين بورقانی

وبلاگ من براي چه بايد فيلتر شده باشد؟ اگر كسي چيزي مي‌داند مرا بي اطلاع نگذارد!

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 23:59 | لینک  | 

عشق يعني انتظار منتظر
سينه اي مجروح از مسمار در

عشق يعني قلب چون آيينه اي
جاي ميخ در به روي سينه اي

عشق باعث شد که دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا (س) جان گرفت

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 17:10 | لینک  | 

شصت و یکمین شب از شب‌های مجله‌ی بخارا با عنوان «شب فردریش دورنمات»، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس برجسته‌ی سوئیسی با سخنرانی دکتر فولادوند، حمید سمندریان، دکتر حسینی‌زاد، دکتر عشایری و علی دهباشی در مرکز هنر پژوهی نقش جهان برگزار شد. ادامه عکس‌ها در باران

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 13:21 | لینک  | 

این روزها علی‌رغم فضای سیاسی کشور نشست ها و همایش‌های علمی، فرهنگی و ادبی طرفداران بیشتری دارد. تالار شلوغ ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که چهارشنبه و پنج‌شنبه هفته گذشته همایش "کنکاش های مفهومی، نظری درباره جامعه ایران" در آن برگزار شد بهترین نمونه است. ادامه عکس‌ها در باران

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 14:10 | لینک  | 

                          

روزها گویی همه رنگ و بوی احمد بورقانی دارد. از زمان هجرتش تاکنون نزدیک 100 روز می گذرد. پیرامون شخصیت، منش سیاسی، ویژگی ها و سجایای اخلاقی او بسیار نوشته اند و اینجا دیگر مجال تکرار نیست. پنج شنبه گذشته انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از احمد بورقانی و 4 روزنامه نگار دیگر تقدیر کرد و قلم طلایی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات نیز به زنده باد بورقانی اهدا شد. همانجا و در متنی که  برای سخنرانی به این مناسبت آماده کرده بودم، اشاره کردم که ای کاش از احمد بورقانی که به حق او را معمار توسعه مطبوعات مستقل خوانده اند زودتر قدردانی می شد؛ هرچند او بی نیاز از هر تقدیر و تشکری بود و صرفا به آنچه عقیده داشت عمل می کرد، اما در هر حال در هیاهوی دادگاه های رنگارنگ و بحبوهه بازجویی های مختلف مراسمی از این دست می توانست مرهمی هرچند اندک برای خاطر پریشانش باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 11:47 | لینک  | 

ادامه عکس ها در باران

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 19:48 | لینک  | 

           

امروز كه با گذشت  90روز از ايستادن قلب پدرم به جاي جديدِ پدر در قلبم خو مي‌گيرم، بيش از گذشته به او احساس افتخار مي‌كنم و مي‌بالم.

قطعا بايد از همه آنها كه با حضورشان، پيامشان و با حزن آميخته در گفته‌ها و نوشته‌هايشان هر يك به نوعي و از نگاهي به «قدر»داني از پدرم پرداختند، تشكر كنم.

اين روزها حس جديدي را تجربه مي‌كنم. هر صبح كه از خواب بيدار مي‌شوم حضور پررنگ پدرم را در گوشه‌گوشه زندگي‌ام حس مي‌كنم. نه اينكه در خاك شدنش را نپذيرفته باشم. بلكه تازه متوجه وجوهي از زندگي آدم‌ها مي‌شوم كه جاويد است و مي‌تواند براي هميشه عشق بپراكند و مهرباني.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 16:36 | لینک  | 


به پدرم كه همه عشق بود و عشق و عشق...

بیا تا قدم بر موج دریا زنیم
به وقت باران باز دل به دريا زنيم‌...
                 ***
بهار را تماشا کن
رقص مستانه برگ
در نوازش بی دریغ باد
چرخش پرستو به بانگ عاشقانه اقاقي
بگذار تا دل بیاموزد
رنگ شادابی
اگر خزان،
تو را زرد خواسته‌ست
وگر موسم برف،
تو را سرد ساخته‌ست‌
بيا تا دل را سراسر كلبه نور كنيم
كه اينك
بهار،
به بنفشه سلام ‌مي‌دهد...
                                                                         ۷ فروردین ۸۷

 

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 0:32 | لینک  | 

ادامه عکس ها در باران

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 22:30 | لینک  | 

به همين سادگي فيلم بسيار متيني است. شايد بسياري از ما دوست داشتيم كه ميركريمي بار ديگر فضاي <خيلي دور، خيلي نزديك> و يا <زير نور ماه> را برايمان تکرار كند. اما اينكه محدود به موفقيت‌هاي پيشين نیست و هر بار خود را در معرض آزموني جديد قرار مي‌دهد جسارتش در فيلمسازي را نشان مي‌دهد، حتي اگر منتقدان بخواهند او را سرزنش كنند كه چرا به عقب بازگشته است. به هر روي هر فيلمسازي ممكن است در هر دوره‌اي دغدغه‌هاي خاص خودش را داشته باشد و دغدغه فيلم جديد رضا ميركريمي زني است درون خانواده‌اي از طبقه متوسط، يا بهتر بگويم نگراني‌هاي زني در خانواده. از آن دست زناني كه در نظر اول تصور مي‌كنيم هيچ مشكلي ندارند، همه چيز به كام است و اوضاع روبراه.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 8:45 | لینک  |