متاسفانه با ازدیاد مطلب مواجه شدیم و نتوانستیم این یادداشت را کار کنیم که اینجا می توانید بخوانیدش.
کتاب نخوانید و یک عمر راحت زندگی کنید 
ما باید تلاش تمام کسانی که جلوی انتشار عناوین زیادی از کتاب ها را در ایران می گیرند، پاس بداریم و از آنان تشکر کنیم. آنها نمی خواهند تا شما به وضعیتی که من ده سال پیش گرفتار شده بودم، دچار شوید. ده سال پیش که من از همه چیز خسته شده بودم، خودم را با قفسه های پر از کتاب خانه تنها دیدم. این کتابها و آنچه در آنها خوانده بودم حوصله من را سر برده بود. چه کسی بابت تمام آنچه ما آموخته بودیم، اندکی به ما گوش کرد؟ تصمیم سازی محصول اراده متمکنین است و مغز از جیب فرمان می برد. ما به همان اندازه که کتاب می خوانیم به دیگران اشاره می دهیم که مزاحم ما و افکار ما نشوند و به این ترتیب از شنیدن حرف های دیگران بی نیاز می شویم.
من ده سال پیش تصمیم گرفتم تا بر این مشکلات غلبه کنم، پس کتابهایم را از خانه بیرون ریختم و اراده کردم تا هرگز کتاب جدیدی نخرم. ابتدا این کار کمی سخت بود، اما رفته رفته به آن عادت کردم. حالا من آدم جدیدی شده ام. وقتی از کار روزانه خسته می شوم، تلویزیون هست تا هر چه را لازم است بشنوم و ببینم به من نشان دهد و بگوید. هر چقدر از کتاب می گریزید، به تلویزیون پناه ببرید. دنیای آرام دیگران، محصول تماشا کردن های بی حساب آنان است. دنیای امروز، دنیای آدم های کم حوصله و خسته است. کمتر بخوانید تا کمتر فکر کنید.
همیشه عده ای هستند تا به جای ما فکر کنند. و خدا را شکر که آنها هرگز کتاب نمی خوانند.