سه شنبه 1385/04/13
| دل سراپرده محبت اوستمن که سر درنیاورم به دو کونتو و طوبی و ما و قامت یارگر من آلوده دامنم چه عجبمن که باشم در آن حرم که صبابی خیالش مباد منظر چشمهر گل نو که شد چمن آرایدور مجنون گذشت و نوبت ماستملکت عاشقی و گنج طربمن و دل گر فدا شدیم چه باکفقر ظاهر مبین که حافظ را |
|
دیده آیینه دار طلعت اوستگردنم زیر بار منت اوستفکر هر کس به قدر همت اوستهمه عالم گواه عصمت اوستپرده دار حریم حرمت اوستزان که این گوشه جای خلوت اوستز اثر رنگ و بوی صحبت اوستهر کسی پنج روز نوبت اوستهر چه دارم ز یمن همت اوستغرض اندر میان سلامت اوستسینه گنجینه محبت اوست |
احساس می کنم نیاز شدید به یک غزل از حافظ دارم، حافظ هم همراهم نیست.جستجویی می کنم و به یکی از این سایت هایی که فال دیجیتالی! می گیرند وارد می شوم. خلاصه نیتی و تفالی و حاصل هم این غزل بالاست.دوستانی که مایلند تفسیرشان را از این غزل برایم بگویند.
نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 11:16 |
لینک
|